معرفت نویس

ارائه مطالب مذهبی و علمی(مهدویت، کلام، فلسفه و...)

معرفت نویس

ارائه مطالب مذهبی و علمی(مهدویت، کلام، فلسفه و...)


بسم الله الرحمن الرحیم

امر به معروف و نهی از منکر

معانی متعدد معروف در قرآن

معروف به معانی متعددی در قرآن آمده است که از آن جمله معروف به معنی «شناخته شده» است. مانند: «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلینَ».(1)

علامه طباطبائی در تفسیر المیزان در ذیل آیه ی «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوف‏»(2) می فرماید: «معروف به معناى هر عملى است که افکار عمومى آن را عملى شناخته شده بداند، و با آن مانوس باشد، و با ذائقه‏اى که اهل هر اجتماعى از نوع زندگى اجتماعى خود به دست مى آورد سازگار باشد، و به ذوق نزند.»(3)

در تفسیر نمونه چنینی آمده است:

«معروف در لغت به معنى شناخته شده (از ماده عرف) و" منکر" به معنى" ناشناس" (از ماده انکار) است. و به این ترتیب کارهاى نیک، امورى شناخته شده، و کارهاى زشت و ناپسند، امورى ناشناس معرفى شده‏اند. چه اینکه فطرت پاک انسانى با دسته اول آشنا و با دوم ناآشنا است!»(4)

در آیاتی مانند« أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوف‏»(5)« قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُها أَذى‏»(6) مراد از معروف چیزی است که مطابق عقل سلیم و فطرت سلیم باشد. خواه شرع بالخصوص با آن تصریح کرده باشد یا نکرده باشد.

ارزیابی امام خمینی از معروف و منکر

امام خمینی در تحریر الوسیله می فرماید: « هر کدام از امر به معروف و نهى از منکر به واجب و مستحب تقسیم مى‏شود، پس چیزى که عقلًا یا شرعاً واجب است، امر به آن واجب مى‏باشد و چیزى که عقلًا قبیح، یا شرعاً حرام است، نهى از آن واجب مى‏باشد و چیزى که مندوب و مستحب باشد، امر به آن مستحب است و آنچه مکروه باشد، نهی از آن مستحب و امر به آن مکروه است.(7)

در بعد اجتماعی از سیره و افکار وآثار مگتوب و شفاهی ایشان چنینی استنباط می شود که هر آن چیزی که مطلوب خدای متعال و شرع  مقدس باشد و ارسال رسل برای تحقق آن در جامعه صورت گرفته باشد، معروف می گویند و هر چیزی که خلاف خواسته ی خداوند و دین مبین اسلام باشد و تلاش پیامبر و ائمه علیهم السلام در جهت رفع آن باشد منکر گفته می شود.(8)

پی نوشت:

1. اعراف/199.« و به کار شایسته فرمان ده‏»

2. بقره/228.« و براى زنان، حقوق شایسته‏اى بر عهده مردان است‏»

3. المیزان فی تفسیر القرآن، ج2، ص236.

4. تفسیر نمونه، ج3، ص37.

5. بقره/231.«آنها را به طور شایسته و متعارف نگه دارید»

6. بقره/264.« گفتارى پسندیده [در برابر تهیدستان‏] و عفو [ى کریمانه نسبت به خشم و بد زبانى مستمندان‏] بهتر از بخششى است که دنبالش آزارى باشد»

7. تحریرالوسیله، ج1، ص526.

8. درآمدی به جامعه شناسی، ص229



۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۶ ، ۱۹:۱۴
محمدعلی میری


بسم الله الرحمن الرحیم

امر به معروف و نهی از منکر

معنای اصطلاحی و عرفی امر و نهی

معنای اصطلاحی امر برانگیختن افراد برای انجام کاری است. که با لفظ افعل و یا الفاظ معادل آن می باشد. در زبان فارسی امر به معنی دستور دادن است.(1)

معنای عرفی و اصطلاحی نهی عبارت است از بازداشتن افراد از از انجام کاری و با لفظ لاتفعل ویا الفاظ هم معنی آن می آید.(2)

در تحقیق امر به معروف و نهی از منکر برخی، علو و یا استعلای آمر یا ناهی را شرط می دانند. اما امام خمینی این شرط را معتبر نمی داند.

حضرت امام در تحریر الوسیله می فرماید: آمر و ناهی در قضیه ی امر به معروف و نهی از منکر همان مکلف است که نسبت به طرف مقابل ممکن است عالی یا سافل باشد.(3)

مفهوم معروف و منکر

راغب اصفهانی می گوید:«المعروف اسم لکل فعل یعرف بالعقل او الشرع حسنه و المنکر ما ینکر بهما» «معروف هر آن چیز و عملی است که خوبی آن به وسیله ی عقل و شرع شناخته می شود و منکر هر چیز و عملی است که قبح و زشتی آن به وسیله ی عقل و شرع شناخته شود».(4)

در مجمع البحرین آمده: «المعروف اسم جامع لکل ما عُرِفَ من طاعه الله و تقرب الیه و الااحسان الی الناس» «معروف اسمی جامع برای تمام چیزهایی است که به نوعی اطاعت خدای متعال محسوب شده و سبب تقرب به او و نیکی به مردم می شود». «المنکر کلما قبحه الشارع و حرمه فهو منکر»«منکر نیز هر آن چیزی است که شرع آن را قبیح دانسته و حرام کرده است».(5)

امین الاسلام طبرسی در مجمع البیان آورده است: «اطاعت از فرمان الهی معروف و معصیت ذدر مقابل او منکر است. هر عملی را که خدا و رسولش به آن امر نموده اند معروف است و هر آنچه خدا و رسولش از آن نهی کرده اند منکر».(6)

 

1. فرهنگ اصطلاحات اصول، ج1، ص163.

2. فرهنگ اصطلاحات اصول، ج2، ص199.

3. تحریرالوسیله، ج1، ص465.

4. مفردات الفاظ قرآن، ص343.

5. مجمع البحرین، ذیل ماده عرف و منکر.

6. مجمع البیان، ج23، ص357.


۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۶ ، ۱۸:۳۴
محمدعلی میری


بسم الله الرحمن الرحیم

امر به معروف و نهی از منکر

یکی از مسائل مهم و اساسی در جامعه ی اسلامی، مسئله ی امربه معروف و نهی از منکر است. پرداختن به این مهم بر همگان لازم و ضروری است. جامعه نیازمند امر به معروف است و این نهی از منکر است که جامعه را از گرفتار شدن در آسیب ها مصون نگاه می دارد.

متأسفانه این فریضه ی الهی در پس مسائل و شبهات فراوانی گرفتار شده است و رو به فراموشی گذاشته است.

اگر انسانی، فردی را از انجام گناهی نهی نماید و یا به کار حسنه ای امر کند، مورد اتهام و تهدید اجتماعی قرار می گیرد. کم نیستند افرادی که به واسطه ی انجام این امر الهی آسیب های جسمی و جانی دیده اند، نمونه ی بارز آن شهید علی خلیلی.

شناخت حدود و شرائط انجام این امر الهی کمک فراوانی به آمران به معروف خواهد نمود.

باید بدانیم که برای انجام این فریضه ی الهی چه شرائط و مقدماتی لازم است. باید حدود این مسئله روشن شود. لذا لازم است مقوله ی امر به معروف و نهی از منکر شناسانده شود تا برای انجام آن دچار مشکل نشویم.

امر و نهی در لغت:

«امر» در لغت به معنی طلب و خواستن و در معانی دیگری مثل شی و فعل و حادثه نیز استعمال می شود. اگر به معنی طلب استعمال شود بر وزن اوامر جمع بسته می شود و در معانی دیگر بر وزن امور جمع بسته می شود.(1)

در فرهنگ الفبایی در باره ی ماده امر چنین آمده:

ماده ی امر یعنی فرمان دادن، این ماده گاهی به معنی حال و موضوع و کار و پیش آمد نیز می آید و بر وزن امور جمع بسته می شود.(2)

امر در قرآن کریم در معانی متعددی استعمال شده است که ظاهرا دو معنی اصل بوده و مابقی معانی به این دو معنی باز می گردند: (3)

الف) طلب و فرمان:

«قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ» «بگو: «پروردگارم امر به عدالت کرده است‏» (اعراف/29)

«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها» «خداوند به شما فرمان مى‏دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید» (نساء/58)

ب) کار و شیء:

«وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ» «و همه کارها بسوى خدا بازمى‏گردد»(فاطر/4)

«وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْر» «و در کارها، با آنان مشورت کن!»(آل عمران/159)

به طور خلاصه می توان گفت که امر یا قولی است یا فعلی. قولی به معنی دستور و فعلی به معنی کار وشیء.

«نهی» در لغت یعنی بازداشتن از کاری.(4)

گاهی نیز به معنی زجر و منع آمده است «وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‏» «نفس را از هوی و هوس باز دارد»(نازعات/40)

که مراد از این آیه دفع شهوت نفس است از فعل حرام.

نهی قولی اهم از آن آن است که به لفظ امر باشد مانند: «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّور» «از پلیدیهاى بتها اجتناب کنید! و از سخن باطل بپرهیزید!»(حج/30) یا به لفظ لاتفعل «وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَة» «نزدیک این درخت نشوید»(بقره/35)

همچنین گفته شده که نهی ضد امر می باشد، امر به معنی طلب انجام فعل است، اما نهی به معنی ترک انجام فعل می باشد.(5)

پی نوشت:

1. مصباح المنیر، ج1، ص21.

2. فرهنگ الفبایی، ص123و124.

3. انوار الاصول، ج1، ص210و211.

4. فرهنگ الفبایی، ص809.

5. لسان العرب، ج14، ص312.



۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۶ ، ۱۴:۱۲
محمدعلی میری


دل را ز شرار عشق سوزاند علی(ع)*** یک عمر غریب شهر خود ماند علی(ع)
وقتی که شکافت فرق او در محراب*** گفتند مگر نماز می خواند علی(ع)
شهادت مولای متقیان علی (علیه السلام) تسلیت باد


۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۸
محمدعلی میری


بسم الله الرحمن الرحیم

آسیب شناسی ظهور(بخش چهارم):

ظهور حضرت و تعالی انسان

نقش اصلی دعوت پیامبران در گسترش دانایی و آموزش و تجربه و تعلیم است و ایمان از شاخه های دانایی و شناخت به شمار می رود. پیامبران به انسان ها راه و رسم زندگی، هدف و نتیجه ی آن را می آموختند. چه این که هدف از خلقت انسان، رشد و تکامل همه جانبه از جمله تکامل عقل و معرفت، اخلاق و انسانیت اوست.

از سوی چون هدف از خلقت انسان، رشد و تکامل معرفت و شناخت اوست باید روزی این هدف تحقق یابد و روزگار دانش های راستین و پیروزی خرد بر مجهولات فرا رسد. از این رو در دوران ظهور که روزگار تحقق همه آرمان های انسانی و الهی است، شناخت انسان به تکامل نهایی می رسد، و در ابعاد گوناگون دانایی، از جهان شناسی، انسان شناسی و خداشناسی، عروج لازم را می یابد.

در دوران امام زمان علیه السلام، همه مسائل بشری به هدف اصلی و مرز نهایی می رسد، و بشریّت در تلاش اعصار و قرون خویش به محضر استاد و معلمی راه می یابد که نکته ای از دید ژرف نگر و حقیقت بین او پوشیده نیست و هدف او پرده برداری از حقایق و مجهولات است و تا سرحد امکان و توان انسان ها، آنان را به اوج  تکامل علمی می رساند. این موضوع از مهم ترین برنامه ها و اقدام های حضرت مهدی علیه السلام است. و از این رهگذر دو محور اساسی تحقق می پذیرد:

1. باگسترش شناخت و کشق اسرار کائنات، پایه های خداشناسی استوار می گردد.

2.گسترش شناخت و دانایی، تشکیل جامعه انسانی و بسامان و مرفّه را ممکن می سازد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «... تاسعهم قائمهم الذی یملأ اللَّه عزّوجلّ به الأرض نوراً بعد ظلمتها، وعدلاً بعد جورها، وعلماً بعد جهلها...»؛[1] «نهمین از آنان قائم است که خداوند به دست او سرزمین تاریک زندگی را نورانی و روشن می کند، و از عدل می آکند، پس از [دوران ]ظلم، و علم و دانایی را فراگیر می سازد پس از دوران جهل و نادانی».

امام باقرعلیه السلام فرمود: «إذا قام قآئمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم وأکمل به احلامهم»؛[2] «قائم ما به هنگام رستاخیز خویش، دستش را بر سر مردم می گذارد... نیروهای عقلانی توده ها را تمرکز دهد و خردها و دریافت های خلق را به کمال رساند».

برای مطالعه بیشتر ر.ک:

حکومت حضرت مهدی (عج) در عصر ظهور، ص17.

 

 



[1]. کمال الدین، ج1، ص260.

[2]. بحارالانوار، ج52، ص336.



۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۳۱
محمدعلی میری


بسم الله الرحمن الرحیم

آسیب شناسی ظهور(بخش سوم):

ظهور از نگاه اهل سنت

اعتقاد به ظهور مصلح یک مسئله ی جهانی است. یعنی همه ی ادیان به آن اعتراف داشته اند، اعتقاد به موعود یک اصل اساسی و مسلم اسلامی است که شیعه و سنی آن را قبول دارند. علمائ اهل سنت، احادیث نبوی را در این باره نقل کرده و تواتر آن روایات را پذیرفته اند که در باب های مختلف کتب حدیثی آن ها ثبت و ضبط شده است. لذا باید گفت این اصل اختصاص به شیعه نداشته و هر فردی که به پیامبر اسلام(ص) گرویده باشد، این اصل را پذیرفته است.

اهل سنت بیش از 500 حدیث راجع به ظهور نقل کرده و در 60 کتاب خود مباحث و روایاتی را راجع به امام زمان آورده اند.[1]

برای نمونه شیخ  محمد بن جعفر بن ادریس الکتانی المالکی، در کتاب «نظم المتناثر من الحدیث المتواتر» بیان می دارد که روایات متواتری در مورد قیام مهدی موعود در بین اهل سنت وجود دارد و ایشان با تاکید بر این روایات ظهور حضرت را حتمی می داند.[2]

برخی از کتب روایی اهل سنت که مسأله ی ظهور امام عصر عج را بیان می دارند:

1. مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول از کمال الدین محمد بن طلحة الشافعی.

2. البیان فی اخبار صاحب الزمان از کنجی شافعی.

3. النهایة فی الفتن و الملاحم از اسماعیل بن کثیر.

4. شرح المقاصد از سعد الدین تفتازانی.

5. العرف الوری فی اخبار المهدی از جلال الدین سیوطی.

6. المنار المنیف فی الصحیح و الضعیف از ابن تیم جوزیه حنبلی

7. تذکرة خواص الامة فی خصائص الائمة علیهم السلام از ابن جوزی

البته بعضی ها مانند ابن خلدون علی رغم تضعیف آن احادیث در نهایت می گویند: آن چه در میان تمام مسلمانان در تمام قرون معروف بوده، این است که ناچار مردی از خاندان پیامبر گرامی اسلام در آخرالزمان ظهور کرده و دین را احیاء کرده و عدل و داد را آشکار می سازد؛ مسلمانان از او پیروی می کنند و او ر ا مهدی می نامند.[3]



[1]. ویژه نامه نیمه شعبان، ص92.

[2]. نظم المتناثر من الحدیث المتواتر، ج1، ص227.

[3]. ترجمه مقدمه ابن خلدون، ج1، ص647.

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۵۶
محمدعلی میری




بسم الله الرحمن الرحیم

آسیب شناسی ظهور(بخش دوم)

چگونگی حضور امام در عصر غیبت

برای چگونگی حضور حضرت در عصر غیبت دو احتمال قابل پیش بینی است:

1. اگر ظهور در مقابل غیبت تام و دور بودن از همه چیز باشد، معنای نادرستی است و با نص روایات باب ظهور منافات دارد. یعنی آن حضرت از مرحله غیبت تام خارج گردیده و با حاضر شدن در میان امت، اعلام کند که من منجی هستم و برای اصلاح امر و اجرای عدالت آمده ام.

2. اگر ظهور به معنی ظاهر شدن باشد، با  دستورات دینی مکتب تشیع سازگاری دارد. یعنی آن حضرت همیشه در بین ما هستند و مشکل از جانب منتظران و مسلمین است که ایشان را نمی بینند. پس هرگاه منتظران ظهور استعداد پذیرش حضرت را به دست آورند، ایشان حضور خود را با ظهورشان اعلام می دارد و مردم حضور امام زمان عج را درک می نمایند. البته درک حضور با یک اعلام عمومی از طرف آن حضرت و به اذن خداوند می باشد.[1]

بنابراین باید گفت آن حضرت زمانی حضور داشته اند لکن موانعی بر سر راه حضورشان پیش آمده است، که اگر رفع نشود ایشان حضور نخواهند داشت.

حتمی بودن ظهور

با توجه به آیات و روایات فراوانی که درباره ی ظهور حضرت آمده است، اندیشمندان و علمای اسلامی نتیجه می گیرند که ظهور حضرت وعده ی الهی است و وعده ی الهی نیز تخلف تناپذیر است، چرا که خداوند در قرآن فرموده: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُخْلِفُ الْمِیعَاد»[2]. همچنین در آیه ی دیگری فرمود: «أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّالِحُونَ». در تفسیر این آیه ی شریفه آمده: به دست امام زمان عج و اصحاب ایشان اتفاق خواهد افتاد.[3]

پیامبر گرامی اسلام درباره ی حتمی بودن ظهورر م فرماید: «لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول اللَّه ذلک الیوم حتى یبعث رجلا صالحاً من اهل بیتى یملأ الارض قسطاً و عدلا کما قد ملئت ظلماً و جوراً»[4] «اگر فقط یک روز از عمر دنیا باقى مانده باشد، خدا آن روز را طولانى میکند تا مردى صالح از اهل بیت من را مبعوث گرداند و زمین را چنان که پر از ظلم و جور شده است، پر از عدل و داد کند.»

و در روایتی دیگر از ایشان آمده: «قیامت برپا نمی شود مگر اینکه قائم به حق از خاندان ما قیام فرماید.»[5]

جدی بودن مسئله از آنجاست که امام صادق (ع) می فرماید: «اگر از تمام مردم جهان دو نفر باقی باشند حتما یک نفر امام است»[6] و در جای دیگر می فرماید: «همانا آخرین فردی که می میرد امام است تا کسی بر خدا احتجاج نکند که حجت بر او نبوده است.»[7]

پس آنچه مورد اتفاق روایات اسلامی است این است که حتما یک امام در تمام اعصار بر روی زمین وجود دارد و زمین خالی از حجت خدا نخواهد بود و اینکه امام عصر حاضر و از دیدگان غایب است و بطور حتمی ظهور خواهند نمود.

 



[1]. جلوه های محبت امام زمان عج، ص24246.

[2]. آل عمران/9.

[3]. مجمع البیان، ج7، ص106؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج3، ص848.

[4]. بحارالانوار، ج33، ص257.

[5]. بحارالانوار، ج51، ص65.

[6]. انوار الساطعه، ج4، ص477.

[7]. شرح اصول کافی، ج2، ص505.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۵:۱۸
محمدعلی میری



بسم الله الرحمن الرحیم

آسیب شناسی ظهور(بخش اول):

برای بحث از آسیب شناسی ظهور لازم است ابتدا مفهوم ظهور را بشناسیم، لذا در آغاز بحث معنای لغوی و اصطلاحی ظهور را ذکر می نماییم.

تعریف ظهور

در لغت به معنای « بدو الشیء الخفی؛ ظاهر شدن یک چیز مخفی را گویند»[1]

در فرهنگ انتظار ظهور به معنی ظاهر شدن امامی معصوم است، که فرزند امام عسگری علیه السلام می باشد و از خصوصیات ظاهری و باطنی مذکور در روایات برخوردار خواهد بود. کسی که از پس پرده ی غیب خارج شده و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.

درباره ی این معنای ظهور سه احتمال وجود دارد:

1. مقصود از ظهور، بروز و انکشاف بعد از محجوب بودن و استتار است. این معنی مختص به فهم شیعی است که معتقد به غیبت برای امام عصر عج می باشد.

2. مقصود اعلام قیام و انقلاب جهانی حضرت به همه جهانیان است که در سایه حکومت عدل و برای پیاده کردن اسلام ناب است. این معنی با دیدگاته مسلمین مطابقت دارد.

3. مقصود از ظهور پیروزی و سیطره بر عالم است که برای رسیدن به این هدف امام عصر از پس پرده ی غیب برون آمده تا اوامرشان فراگیر شود. [2]

البته باید گفت این سه احتمال قابل جمع هستند و با معنای ظاهر شدن شخص امام بعد از استتار مطابقت دارد. یعنی ایشان زمانی حضور داشته اند اما به هر دلیلی مخفی شده اند.

معنای دیگر ظهور ممکن است همان ظهور امر باشد، که با این معنی ظهور تام و کامل امر با ظهور شخص امام صورت می کیرد. اما پیروزی اسلام قبل از ظهور تا حدودی صورت می پذیرد که در واقع مقدمه ای برای ظهور شخص امام خواهد بود.[3]



[1].کتاب العین، ج4، ص37.

[2]. موعود شناسی و پاسخ به شبهات، ص553.

[3]. موعود نامه، ص476.



۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۴۸
محمدعلی میری



بسم الله الرحمن الرحیم

ماه مبارک رمضان

واژه «رمضان» از ریشه «رَمَضَ» است، رمضان‏ از رمض بمعنى شدت تابش آفتاب بر خاک است علت این تسمیه آنست که عرب ماه‏ها را با زمانى که در آن واقع شوند نامگذارى کرده‏اند رمضان‏ در زمان شدت گرما بود و جمع آنرا رمضانات گفته‏اند و گفته شده رمضان‏ از نامهاى خداوند است.[1]

فخر رازی می گوید رمضان به معناى بارانى که اوّل پاییز مى بارد و هوا را از خاک و غبارهاى تابستان پاک مى کند و یا به معناى داغىِ سنگ از شدّت گرماى آفتاب.[2] امّا درباره این که چرا این نام بر یکى از ماه هاى سال، گذاشته شده است، زمخشرى (م 528 ق) گوید: اگر گویى: «چرا ماه رمضان را به این نام نامیده اند؟»، گویم: روزه در ماه رمضان، عبادتى دیرین است، و گویا عرب ها این نام را به خاطر داغ شدنشان از حرارت گرسنگى و چشیدن سختى آن، نهاده اند، همچنان که به آن «ناتق (رنج آور)» هم گفته اند؛ چون سختى روزه، آنان را به رنج و زحمت مى افکند. و گفته اند: چون نام ماه ها را از زبان قدیم نقل کرده اند، آنها را با زمان هایى که در آنها قرار داشتند، نامیده اند و این ماه، در روزهاى گرم و داغ بوده است.[3]

 شمارى از روایات، این نام گذارى را به سبب نقشى دانسته اند که ماه رمضان در پاکسازى آئینه جان از آلودگى هاى گناهان و پاکسازى روان از زنگار خطاها دارد. از پیامبر صلى الله علیه و آله روایت است:

إنّما سُمِّیَ رَمَضانُ؛ لِأَ نَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ؛[4] این ماه را رمضان نامیده اند: چون گناهان را مى زداید.

این وجه در نام گذارى، از یک سو با ریشه لغوىِ «رمضان» و از سوى دیگر با برکات، رهاوردها و آثار آن، هماهنگ و متناسب است.

آیا «رمضان» نام خداست؟

شمارى از احادیث شیعه و اهل سنّت، صراحت دارند که «رمضان» از نام هاى خداى سبحان است.[5] از این رو، نهى شده که آن را بدون افزودنِ واژه «ماه» به کار برند[6]، همان گونه که سزاوار نیست انسان بگوید: این، رمضان است؛ رمضان آمد؛ رمضان رفت؛ رمضان را روزه گرفتم؛ و... و هر که چنین بگوید، باید به عنوان کفّاره این سخن، صدقه بدهد و روزه بگیرد.[7]

لیکن این روایات، با مشکلات متعدّدى رو به رویند؛ زیرا هم سندشان مخدوش است و هم دلالتشان نارساست، با این توضیح که: اوّلاً، هیچ یک از روایات مورد اشاره، از نظر سند، معتبر نیستند. ثانیا، با مراجعه به روایاتى که به شمارش نام هاى خداوند پرداخته اند، دیده مى شود که چنین نامى در میان آنها نیست. ثالثا، در بسیارى از روایاتى که از پیامبر صلى الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام نقل شده است، کلمه«رمضان» بدون آن که واژه«ماه» در اوّل آن باشد، به کار رفته است و بسیار بعید است که راویان، از پیش خود، مضاف را از همه این روایات، حذف کرده باشند.[8]

نام هاى ماه رمضان

احادیث اسلامى، «ماه رمضان» را با نام ها و صفات متعدّدى توصیف کرده اند که همه آنها عظمت این ماه را نشان مى دهند و بیانگر نقش مثبت، ژرف و سازنده آن در رشد، بالندگى و فراهم آوردن سعادت دنیوى و اخروى انسان اند. از جمله این نام ها و صفات، موارد زیرند: 1. ماه خدا، 2. ماه بزرگ تر خدا، 3. ماه میهمانى خدا، 4. ماه نزول قرآن، 5. ماه تلاوت قرآن، 6. ماه روزه گرفتن، 7. ماه مسلمانى، 8. ماه پاک کننده، 9. ماه خالص سازى، 10. ماه نماز، 11. ماه آزادسازى، 12. ماه صبر، 13. ماه مواسات(همدردى)، 14. ماه برکت، 15. ماه آمرزش، 16. ماه رحمت، 17. ماه توبه، 18. ماه بازگشت، 19. ماه استغفار، 20. ماه دعا، 21. ماه عبادت، 22. ماه اطاعت، 23. ماه مبارک، 24. ماه بزرگ، 25. ماهى که خداوندْ [در آن،] روزىِ مؤمن را مى افزاید، 24. سَرور ماه ها، 27. عید اولیاى خدا، 28. بهار قرآن، 29. بهار فقیران، 30. بهار مؤمنان، 31. ماه مسابقه، و 32. ماه روزى یافته.

 



[1]. قاموس القرآن، ج3، ص123.

[2]. مفاتیح الغیب، ج5، ص89؛ کتاب العین، ص227.

[3]. الکشاف، ج1، ص113.

[4]. الفردوس، ج2، ص60.

[5]. سنن الکبری، ج4، ص349.

[6]. الکافی، ج4، ص70.

[7]. بحارالانوار، ج96، ص377.

[8]. المیزان، ج2، ص36.


۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۰۷
محمدعلی میری




روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های

ترس شانه های بردگان را می لرزاند. تازیانه ی ستم ، عاطفه را از چهره ها

می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی

گناه، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد

(ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید .
 
بعثت رسول اکرم مبارک باد .


۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۱:۳۶
محمدعلی میری