معرفت نویس

ارائه مطالب مذهبی و علمی(مهدویت، کلام، فلسفه و...)

معرفت نویس

ارائه مطالب مذهبی و علمی(مهدویت، کلام، فلسفه و...)

عاشورا و امدادهای غیبی در جنگ

شنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۱۳ ق.ظ

درس هایی از عاشورا

 بیست و سوم: عاشورا و امدادهای غیبی در جنگ

جنگ پدیده­ای است که معلول طغیان­های درونی بشر می­باشد که در هر عصر و دورانی به وقوع می­پیوندد و زمان و مکان نمی­شناسد و در هر منطقه­ای فرهنگ مخصوصی را ارائه می­دهد. آیین ستیزه­جویی، نقش عوام فریبی را پیاده می­کند و سعی در تطمیع اموال مردم و حکومت بر آنان را دارد که موجب پیکارها شده و در عین حال از اهداف خود به عنوان برقراری نظم نوین و صلح پایدار دفاع می­کنند.

آنچه که مهم به نظر می­رسد آن است که فرهنگ جنگ نزد رهبران اسلام، نوعی انسان سازی، ریشه­کن کردن فساد و تباهی، شکستن غرور مستکبرین و به اهتزاز درآوردن پرچم یگانگی است؛ چون هدف نبردهای مسلمین با دنیای شرک و کفر، برقراری توحید و نابودی شرک است. همچنین تأمین غرایز درونی با در هم کوبیدن دستة دیگر، نزد رهبران دین مبین اسلام، اکیداً مورد مذمّت قرار گرفته است.

درس هایی از عاشورا

 بیست و سوم: عاشورا و امدادهای غیبی در جنگ

جنگ پدیده­ای است که معلول طغیان­های درونی بشر می­باشد که در هر عصر و دورانی به وقوع می­پیوندد و زمان و مکان نمی­شناسد و در هر منطقه­ای فرهنگ مخصوصی را ارائه می­دهد. آیین ستیزه­جویی، نقش عوام فریبی را پیاده می­کند و سعی در تطمیع اموال مردم و حکومت بر آنان را دارد که موجب پیکارها شده و در عین حال از اهداف خود به عنوان برقراری نظم نوین و صلح پایدار دفاع می­کنند.

آنچه که مهم به نظر می­رسد آن است که فرهنگ جنگ نزد رهبران اسلام، نوعی انسان سازی، ریشه­کن کردن فساد و تباهی، شکستن غرور مستکبرین و به اهتزاز درآوردن پرچم یگانگی است؛ چون هدف نبردهای مسلمین با دنیای شرک و کفر، برقراری توحید و نابودی شرک است. همچنین تأمین غرایز درونی با در هم کوبیدن دستة دیگر، نزد رهبران دین مبین اسلام، اکیداً مورد مذمّت قرار گرفته است.

کیفیت امدادهای غیبی در عاشورا

بحث از امدادهای غیبی را کسی بیان می­کند که می­خواهد معرفت یکتاپرستی را از راه نفوذ در مردم به آنان بیاموزد و میدان را مرکز مبارزه با شرک قرار دهد، بر این اساس پیوسته از رشد الهی سخن می­گوید، اما کسی که مادّی می­نگرد، برای او درک امداهای غیبی میسّر نیست.

جالب توجه آن است که در قرآن کریم نسبت به این امداد الهی در جنگ­های حق­طلبانة مسلمین، صریحاً اشاره شده است و ما به ذکر آیة شریفة ذیل اکتفا می­کنیم تا بیشتر از بیانات حماسه­ساز عاشورای امام حسین استفاده کنیم.

قرآن کریم می­فرماید: «بَلى‏ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُسَوِّمینَ، وَ مَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشرَْى‏ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئنِ‏َّ قُلُوبُکُم بِهِ  وَ مَا النَّصرُْ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الحَْکِیم‏».[1]

بلى، اگر شما صبر و مقاومت در جهاد پیشه کنید و پیوسته پرهیزکار باشید، چون کافران بر سر شما شتابان و خشمگین بیایند خداوند براى حفظ و نصرت شما پنج هزار فرشته را با پرچمى که نشان مخصوص سپاه اسلام است به مدد شما مى‏فرستد و خدا آن فرشتگان را نفرستاد مگر براى اینکه به شما مژدة فتح دهند و دل شما را به نصرت خدا مطمئن کنند و فتح و پیروزى نصیب شما نگشت مگر از جانب خداوند تواناى دانا.

بررسی امدادهای غیبی از جهات سه­گانه

ابتدا باید با دیدگاه فراتری نسبت به جنگ عاشورا نگریست و گرنه اگر کسی بخواهد این پیکار را با بقیة پیکارها یکسان ببیند، به نتیجه­ای نخواهد رسید. نگاه به رهبر جنگ یعنی امام حسین، حساسیت آن عصر، کثرت نیروهای خصم، اندک بودن لشکریان آن حضرت، بالا بودن فرهنگ الهی افراد امام، ایمان و تقوای آنان، حتی نگاه به زنان و کودکان آگاه و بیدار آن لشکر باعظمت خدایی، می­تواند از امدادهای غیبی باشد که جا دارد پیرامون آن سخن گفته و از کیفیت آن صحبت کنیم.

بر این اساس از سه جهت کمک­های پروردگار متعال را بررسی خواهیم کرد:

امدادهای غیبی نسبت به خط و مشی جنگ

امدادهای غیبی نسبت به رهبری آیندة امت اسلام

امدادهای غیبی نسبت به روز عاشورا

جهت اول: امداهای غیبی نسبت به خط و مشی جنگ

صف­آرایی دو لشکر در مقابل هم انجام می­پذیرد و رفته رفته درگیری میان متخاصمین نزدیک می­گردد. ساعات می­گذرند، ولی خبری از صلح نیست، بلکه لشکری اندک در برابر نیروی عظیمی شاخ و شانه می­کشد و از تسلیم سخن نمی­گوید.

آنچه که در این میان هر انسانی را مردّد می­کند، أذانی است که وقت نماز در هر دو لشکر گفته می­شود. نوای دلنشین أذان به گوش می­رسد و هر دو دسته شهادت به وحدانیت خداوند و رسالت رسول اکرم می­دهند. خدایا! چه کنم؟ چون نمی­دانم کدامیک بر حق و کدامیک باطل­اند؟ چگونه بفهمم در حالیکه در وقت نماز، هر دو طرف، نماز را به جماعت می­خوانند و هر دو پرچم لا اله الا الله را برداشته­اند و هر دو لشکریان خود را به «خیل الله» (سواره­گان خدا) خطاب می­کنند.

هر لحظه­ای که می­گذرد بیشتر به تردید می­افتادم. ناگاه چند امر اتفاق افتاد که فهمیدم لشکر اندک، یعنی یاری دهندگان حسین اهل بهشت هستند و افراد مقابل آنان اهل دوزخند. خدایا! ترا شکر می­گویم که چنین لحظه­ای برایم اتفاق افتاد و از این امداد تو، خط مشی جنگ را فهمیدم. به خود اجازة ماندن در صف دشمن را نمی­دهم و هم­اکنون از میان آنان بیرون می­روم.

اما راز مطلب چیست؟ چگونه باید خط و مشی جنگ را تشخیص داد؟ راه دستیابی به امدادهای الهی برای فهمیدن حق و باطل چیست؟ برای پاسخ به این سؤالات، مباحثی مطرح می­شود که حتی برای عاشقان امام حسین نیز شنیدن آن ضروری است:

بحث اول: «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهین‏، مَّا کاَنَ اللَّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلىَ‏ مَا أَنتُمْ عَلَیْهِ حَتىَ‏ یَمِیزَ الخَْبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ»؛[2] و البته آنان که به راه کفر رفتند، گمان نکنند که مهلتى که ما به آنها مى‏دهیم، به حال آنها بهتر خواهد بود؛ بلکه مهلت مى‏دهیم براى امتحان تا بر سرکشى و طغیان خود بیفزایند و آنان را عذابى رسد که به آن سخت خوار و ذلیل شوند. خداوند هرگز مؤمنان را وانگذارد و بدین حال کنونى (که مؤمن و منافق به یکدیگر مشتبه‏اند) تا

آنکه با آزمایش، بدسرشت را از پاک گوهر جدا کند.

امام حسین شب عاشورا این آیه را در خیمة خود قرائت می­کند و دشمن نیز هر ساعت به عنوان اطلاع از حالات نیروها و کیفیت تصمیم­گیری آنان، به پشت خیمة امام می­آمد. خواندن این آیه در حقیقت فهماندن خط و مشی جنگ است که فرق میان این دو گروه چیست؟

اوّلِ آیه، پیروزی­های ظاهری مشرکین را تذکّر می­دهد، بطوری که مشرکین گمان می­کنند که جنگ به نفع آنان است؛ ولی خداوند از دو جهت جنگ را بر ضرر آنان می­داند، در حالیکه اطلاعی ندارند:

یکی از جهت زیاد کردن گناه: «لِیَزْدادُوا إِثْماً».

دیگر از لحاظ آیندة جنگ است که سود آن به نفع مؤمنان واقعی است و ما این مهلت­دادن­ها را بخاطر درک عده­ای که از نظر قوة تجزیه و تحلیل در سطح پایینی بسر می­برند و دیر متوجه می­شوند، قرار دادیم.

«طبری» نقل می­کند: مردی که از گروه اطلاعاتی عملیات دشمن بود، آیه­ای را که امام قرائت کرد، شنید و گفت: سوگند بخدا! پاکان ما هستیم و خداوند ما را از شما ناپاکان جدا ساخت. آن شخص «ابو حرب سبیعی» است که آدمی مضحک و بطال بود، ضمن اینکه با شجاعت و با اراده نیز بوده است.

«برید بن خضیر» به او گفت: ای فاسق! آیا تو را خداوند از پاکان قرار داده است؟[3] آن مرد گفت: تو کیستی؟ گفت: من برید هستم، از گناه بزرگت می­توانی توبه کنی، سوگند به خدا! ما پاکان هستیم و شما ناپاکان.

ابوحرب با حالت مسخره­ای گفت: من نیز از گواهان خواهم بود! آنگاه به خیام خود بازگشت.[4]

بحث دوم: مردى از بنى­تمیم که «عبد الله‏ بن‏ حوزه» خوانده مى‏شد پیش‏ آمد و جلوى حسین ایستاد و گفت: اى حسین! اى حسین! امام ‏ فرمود: چه مى‏خواهى؟

گفت: تو را به آتش مژده باد!

حضرت فرمود: نه، من بر پروردگار مهربان و پیامبرِ شفیع و مطاع وارد خواهم شد. سپس رو به یاران کرد و پرسید: این مرد کیست؟

یارانش به آن حضرت‏ گفتند: این ابن حوزه است.

حضرت‏ فرمود: پروردگارا! او را از ما به سوى آتش جدا کن.

ناگهان اسب ابن حوزه‏ در میان چاله­ای مضطرب شد و ابن حوزه در میان چاله افتاد، پایش به رکاب گیر کرد و سرش روى زمین قرار گرفت، اسب رَم کرده و او را با خود بُرد و سرش را به سنگ‏ها و درخت‏ها کوبید تا اینکه مُرد![5]

در مقاتل آمده است که این ماجرا موجب شده است که عده­ای از بی­خبران، ترسیم کنندگان جنگ را بشناسند و خود را از مخالفت با امام کنار بکشند.

«عبد الجبّار بن وائل حضرمىّ» مى‏گوید: «مسروق» برگشت و سپاه عمر بن سعد را از پشت سر ترک کرد. از او علت بازگشتش‏ را پرسیدم، گفت: من از أهل این بیت (خاندان پیامبر چیزى دیده‏ام که هرگز با آنها نمى‏جنگم![6]

کمک­های الهی در معرفی شخصیتِ باعظمتِ امام حسین دریچه­های تردید را از بین برده و همگان را از حالات و کرامات امام مطلع می­سازد و آنان با آگاهی کامل از حمایتِ خداوند، به جنگ پرداختند و این خود یکی از امدادهای غیبی است، زیرا آیندگان قضاوت خواهند کرد.

اگر کسی چیزی بر علیه امام حسین و افکار او بنویسد، خودش را با امدادهای

الهی محکوم ساخته است؛ زیرا دنیا به او می­خندد و همه به او می­گویند که چگونه حسین بر دوش حقانیت راکب نبوده که نفرین امام، دشمن را از پای       می­اندازد!؟ بنابراین اگر او روزی بر همگان نفرین می­کرد و از خداوند می­خواست که جنگ را به نفع او تمام کند، واقعه­ای غیر قابل انکار بوده است.

غرض از بیان این گفته آن است که در تمام جنگ­های الهی چنین صحنه­هایی را مشاهده می­کنید؛ در جنگ ایران و عراق، تمام کشورها حامی عراق بودند و ایران در اختناق شدید تسلیحاتی و مطبوعاتی قرار داشت و از هر طرف دسیسه­هایی می­شد، چه از داخل و چه از خارج، ولی سرانجام جنگ به نفع ایران خاتمه پیدا می­کند و عراق به عنوان تجاوزگر شناخته شد و کشورهای حامی، از حمایت خودشان، از ایران عذرخواهی می­کنند و در دامی که گذاشته بودند، خودشان در آن افتادند.

رزمندگان و بسیجیان مخلص با تمام قوا می­جنگیدند و سخن رهبرشان همیشه این بود که خدا با ماست و از امدادهای غیبی سخن می­گفت. امروزه کتاب­هایی از خاطرات کمک­های الهی نوشته شده است، ولی قسمتی از خاطرات هنوز گفته نشده و یا نوشته نشده است، زیرا این خاطرات همراه با عزیزانی بود که بدون اطلاع به دیگران، شهادت را پذیرفته­اند و شهادت موجب شده که این خاطرات با آنان دفن گردد.

رهبران الهی با توکّل به خداوند سبحان و با مدد از ذات اقدس ربوبی، روحیة لشکر را با وعده­های الهی بالا می­بردند و در اثر عشق به خدا و امید به کمک­های خالق متعال، به دشمن یورش می­بردند و از هیچ چیز خوفی نداشتند، گرچه در بعضی از مواقع شکست می­خوردند، ولی این مغلوبیّت نیست، بلکه غلبة ظاهری دشمن است. پیروزی واقعی خاصِّ پیروان خط خداست و این مطلبی است که از حماسة جاویدان حسینی می­آموزیم.

باید از کلام سیّدالشهدا درس بگیریم که با گفتن «حَزُّهُ إِلَی النَّار؛[7] خدایا!

این (ابن حوزه) را به آتش بکشان» به دیگران این شعور را می­دهد که باید تحت فرمان خدا باشید، چراکه امام مأموریت خود را به إذن خداوند پیاده می­کند و دشمن را به زمین می­افکند و با زدن سر او به سنگ­ها و درختان، او را نابود می­کند.

جهانی که در تسخیر پیام آورندگان خداست، آیا تردیدی در حمایت و جانبازی آنها در راهشان وجود دارد؟ گمان نمی­رود که در ذهن مردان الهی از این تردیدها وجود داشته باشد. انسان الهی کسی است که دنیا را فانی می­نگرد، اما کسی که هستی را از دیدگاه مادّی تحلیل می­کند، بررسی او شیطانی است و هیچ اندیشه­ای بر او حاکم نیست و مادامیکه هوا و هوس او را محاصره کرده، افکار نادرست فراوانی به سراغ او می­آید که نمی­تواند راه درست را دریابد.

جریان طبس و پیروزی­های خدایی رزمندگان اسلام در عملیات­های مختلف، حاکی از مدد الهی به رهبران انتخابی خدا است. کسی که خدا او را انتخاب کند نه هیاهوی تبلیغات، خدا همیشه با اوست؛ همچون امام امت رحمه­الله و جانشین عزیز او در کشور فاطمة زهرا یعنی ایران اسلامی.

جهت دوم: امدادهای غیبی نسبت به رهبری آینده

یکی از مسائل مشکل در جامعة اسلامی «انتخاب رهبر» است؛ زیرا جلودار قافله اگر از مزیّت­های خاصی، مافوق پیروانش نداشته باشد، آن قافله به سرمنزل مقصود نمی­رسد و در اثر گم شدن در راه­ و بیراهه­ها، یکی پس از دیگری نابود می­شوند.

رهبر در نظام اسلامی دارای ویژیگی­های بخصوصی است که از هر جهت حائز اهمیت است؛ کارهای فکری و عقیدتی مردم بدست او می­باشد، او می­تواند دنیای مردم را آباد کند ولی دین مردم را نابود سازد. از این­رو با رفتن حسین بن علی از میان اجتماع اسلامی، چه کسی باقی می­ماند و ادامة رهبری را متعهّد می­گردد؟

تمام سعی و کوشش دشمن غدّار در ریشه­کن کردن نسل خاندان بنی هاشم بود و سالیان متمادی برای این کار نقشه کشیده؛ ولی موفق نشده است و هم­اکنون همة خاندان بنی­هاشم در این صحرای غم و غصّه در محاصره هستند. از موقعیت باید کمال استفاده را بکنند و مزاحم را از جلوی راهشان بردارند و آینده را از داشتن رهبری معصوم، بی­نصیب سازند.

اما بواسطة اراده­های غیبی، امام سجاد مریض می­شود، بطوری که هنگام برخاستن نیاز به عصا دارد و نمی­تواند به جنگ برود. دشمن نیز به عنوان فرد بیمار از او صرف نظر می­کند تا او باقی بماند و رهبر آیندة مسلمین گردد و امت اسلام از فیض وجودش استفاده کنند. او کسی است که بعد از شهادت حسین بن علی امامِ حضرت زینب می­شود و قافله سالار کربلا را به هدف اصلی­اش می­رساند. مسیری که اُسرای اهل بیت طی می­کردند یک مسافرت عادی نبوده است، بلکه سلوک و طریقت الی الله بوده است. این تفرّج نبود، بلکه توازن جنگ است و ترازوی این حادثة بزرگ بدست اوست. او می­خواهد که کفة دو میزان حقیقت را با درایت و کیاست و اندیشة الهی خویش سنگین کند تا کفة ترازوی دشمن سبک گردد. این را دشمن زمانی احساس کرد که یزید بن معاویه، علی بن الحسین را در مجلس اُسرا شناخت و تصمیم به قتل او گرفت، ولی خبر از امداد الهی ندارد و نمی­داند که خداوند او را گذاشت تا صحنه دگرگون شود.

یزید می­خواست نسل بنی­هاشم نباشد، ولی با زنده ماندن امام سجاد انقراض آل امیه فرا رسید و برای همیشه بنی امیه از صفحة روزگار محو شدند، در حالیکه منفور ملت­ها شدند و همه آنان را لعنت می­کنند. «روشن گذاشتن چراغ امت» بزرگترین امدادهای خدایی بوده است، تا امت­های مسلمان از این چراغ هدایت استضائه نمایند. بسی شگفت است که دشمن غضبناک و خشمگین، خود را در برتری می­دید، ولی پس از گذشت بیش از یکماه، ذلّت و زبونی خود را احساس کرد و اعلان ندامت و درخواست توبه از محضر امام سجاد نمود.

جهت سوم: امداهای غیبی نسبت به روز عاشورا

قبل از بیان امدادهای غیبی در روز عاشورا، دانستن نکته­ای ضروری است و آن این است که شهادت برای رهبران الهی و پیروانش فوز عظیمی است که با هیچ قیمت مادّی برابری نمی­کند، زیرا ملاقات با خداوند از علاقه­های درونی انسان­هایی است که در ذات اقدس احدیّت فانی گشته­اند.

در آن دوران، مصداق اتم مظهریّت جلال و جمال خدا، حسین بن علی بود و او بیشتر از همگان دوست دارد که با پروردگارش ملاقات کند و از ظلمت دنیا رهایی یابد. آرامش او لقاء الله است، از این­رو وجود امداهای غیبی منافاتی با شهادت حتمی امام ندارد.

علاوه بر اینکه شهادت، مفهومی است مساوی با پیروزی که انسان­های مادّی آنرا شکست می­دانند، ولی انسان الهی به آن از دیدگاه فتح و ظفر می­نگرد. بر این اساس در راه خداوند می­جنگد، چه پیروزی ظاهری بدست آورد و چه کشته بشود، پیروز واقعی کسی است که از اوامر مولایش سرپیچی نکند. کسی که شهادت را می­خرد او فاتح حقیقی است، به لحاظ اینکه از حکیم آفرینش اطاعت کرده و به هوا و هوس شیطانی پشت پا زده است.

با دانستن این نکته، آماری از امدادهای غیبی پیرامون عاشورای حسینی بیان می­شود که توسعة هر بند آن مربوط به خوانندگان می­باشد؛ چون فرصت بررسی تک تک آنها در این نوشتار نیست:

1.هیبت ترس در قلوب سپاهیان عمر سعد

قرآن می­فرماید: «سَأُلْقی‏ فی‏ قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناق‏»؛[8] بزودى در دل­هاى آنان که کافر شدند ترس و وحشت مى‏افکنم، پس شما بالاى گردن­ها را بزنید.

با توجه به قبل و بعد آیه، این را از امدادهای غیبی می­دانند. با مطالعه در مقاتل و تاریخ عاشورا، واهمة دشمن از سپاهیان اندک امام حسین به قدری زیاد بوده که قبل از فرا رسیدن روز عاشورا، قصد شبیخون و حمله به سپاه اسلام را داشتند و لذا وقتی صدای همهمة لشکر در روز نهم محرّم به سمع امام می­رسد، حضرت ابوالفضل را می­فرستد تا از آنان مهلت بگیرد که یک شب را با خداوند مناجات کند، آنگاه فردا برای جنگ آماده شود.[9]

شب عاشورا فرا می­رسد و امام دستور می­دهد که هر یک از اصحاب غسل کنند و لباس­ها را شستشو دهند تا معطر و پاکیزه به استقبال شهادت بروند؛ ولی آب فرات بسته است و مَشک­ها خالی است. امام به فرماندهی فرزندش علی اکبر ، سی سواره و بیست پیاده را به شریعه می­فرستد و در میان طوفان لشکر دشمن، این جمعیت اندک می­جنگند و مَشک­ها را پُر از آب می­کنند.[10]

2.برتری رزمی سپاه اسلام

در ابتدا دشمن گمان می­کرد که با نیروهای بسیار فراوانی که دارند، می­توانند جنگ را به صورت نبرد تن به تن آغاز کنند، ولی پس از کشته شدن تعدادی از لشکر عمر سعد و سلامت نفرات سپاه امام، فردی بنام «عمرو بن حجاج» یکی از فرماندهان جیش دشمن، وقتی این وضع را مشاهده نمود گفت: هیچ می­دانید با چه مردمی پیکار می­کنید؟ مردمانی که خود را در آغوش مرگ انداخته و از جان دست کشیده­اند! اگر تک تک شما با اینها بجنگید همة شما توسط همین افراد اندک کشته خواهید شد.

آنگاه دستور حملة عمومی داد و گفت: همگی بر اینان حمله کنید! دشمن نیز به میمنة لشکر اسلام حمله کردند و یاران امام همگی روی زمین نشسته و نیزه­های خود را به طرف آنها نشانه گرفتند که موجب شد اسبان آنها توقف کنند و جلو نیایند. چون اسبان بازگشتند یاران امام آنها را تیرباران کردند و در نتیجه جمعی از آنها به هلاکت رسیدند و گروهی نیز زخمی شدند.

ارتقای قوای لشکر امام تا آخرین فرد باقی بود، از این­رو دشمنان تا زمانی که امام حسین زنده بود، جرأت نکردند به خیام حرم حمله کنند. امام از یک طرف می­جنگید و از سوی دیگر از اهل بیت خود مواظبت می­کرد، تا اینکه لحظة شهادت نزدیک شد و حضرت را کشتند و آنگاه به غارت خیمه­ها پرداختند.

برتری نیروهای امام حسین بر سپاه دشمن را از مقایسة کشته شدن لشکر دشمن نیز می­توان محاسبه کرد که ما اجمالاً تعداد برخی از کشته شدگان دشمن توسط بعضی از شهدای کربلا را بر طبق آنچه که ضبط شده بیان می­کنیم:

«مسلم بن عوسجه» پنجاه تن را کشت.

«عبدالله بن عصیر کلبی» سی و یک نفر را کشت.

«حبیب بن مظاهر» هفتاد تن را کشت.

«حر بن یزید ریاحی» بیش از چهل نفر را کشت.

«زهیر بن قین» یکصد و بیست تن از نیروهای دشمن را به قتل رساند.

این آمار نشان می­دهد که خداوند پشتیبان آنان بوده است و گرنه غلبة یک نفر در مقابل صد و بیست نفر، بدون امداد غیبی میسّر نیست؛ چون نیرویی که شدیداً تشنگی بر او فائق آمده و غذای کافی برای خوردن ندارد و نیز مسافرت طولانی آنها را خسته کرده و همچنین کم­خوابی موجب اذیت آنها شده بود، چگونه می­تواند با قوایی که از هر حیث رسیدگی شده، پیکار نماید، مگر اینکه ایمان قوی او و ارادة آهنین او که منشعب از استحکام معنوی آنهاست، با امدادهای خداوند گره خورده باشد و لذا با قدرت تمام به جنگ می­روند و ارتقای رزمی را نصیب خود می­کنند.

3.نزول فرشتگان

برحسب وعدة خداوند، یکی از امدادها نزول ملائکه است، تا دشمن با دیدن لشکر زیاد اسلام بترسد و فرار را بر قرار ترجیح دهد. روایات بسیاری بر نزول فرشتگان خداوند در روز عاشورا به محضر امام حسین نقل گردیده است؛ اما از آنجایی که امام ملاقات با خداوند را دوست می­دارد و شهادت به نام او ثبت شده است، از امدادهای ملائکه کمک نمی­گیرد و تا آخرین لحظه نبرد می­کند.

امام صادق می­فرماید: «إِنَ‏ أَرْبَعَةَ آلَافِ‏ مَلَکٍ‏ هَبَطُوا یُرِیدُونَ الْقِتَالَ مَعَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فَلَمْ یُؤْذَنْ لَهُمْ فِی الْقِتَالِ فَرَجَعُوا فِی الِاسْتِئْذَانِ وَ هَبَطُوا وَ قَدْ قُتِلَ الْحُسَیْنُ ع فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ یَبْکُونَهُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ رَئِیسُهُمْ مَلَکٌ یُقَالُ لَهُ مَنْصُورٌ»؛[11] چهار هزار فرشته در روز عاشورا بر امام حسین نازل شدند که همگی قصد جنگ کردن به نفع امام را داشتند، ولی امام آنان را برای جنگ اجازه نداد و آنان برگشتند. وقتی هبوط کردند و امام را کشته دیدند، نزد قبر حضرت غبارآلوده هستند و تا روز قیامت بر حسین گریه می­کنند و نام رئیسشان را منصور می­گویند.

 

 

4.رساندن مراسلات خبری

اطلاع رسانی در آنروز به کُندی صورت می­پذیرفت؛ چون وسایل مدرن از قبیل ماهواره، دستگاه­های ارتباط جمعی، ماشین و هواپیما نبود تا نامه­ها و اخبار و اطلاعات را به سرعت به کشورهای دیگر انتقال دهد. خدای متعال مطبوعات خود را بسیج می­کند و گروه­های خبری خداوند موجودات عالم هستند.

مردم مدینه «ام سلمه» همسر رسول اکرم را گریان می­بینند، چراکه غوغای عزا و ماتم در منزل بر پا شده است. از علت آن می­پرسند؟ می­گوید: حسین کشته شد. به چه نشانه­ای؟ به نشانة اینکه پیامبر خاک کربلا را به من داد، آن خاکی که درون شیشه می­بینید اکنون سرخ گردیده و به رنگ خون شده است. گویا حسین بن علی کشته شده است.

مدینه غرق در سوگ امام حسین شد و فرماندار نمی­تواند شهر را کنترل کند و اگر ممانعت کند، قیام مردم شروع خواهد شد.[12]

همچنین پرندگان آسمان خود را به خون حسین آمیخته، هر یک به نقاطی از روی زمین رفته­اند و ماجراهایی را ساختند که در مقاتل ما با سندهای قوی ذکر شده است، افسوس که نمی­توانیم آنها در این مقاله بگنجانیم.



[1]. سوره آل عمران، آیه125و 126.

[2]. سوره آل عمران، آیه178و179.

[3]. تاریخ طبری، ج4، ص320، مؤسسه الأعلمی، بیروت.

[4]. تاریخ طبری، ج4، ص321.

[5]. تاریخ طبری، ج4، ص327.

[6]. تاریخ طبری، ج4، ص328.

[7]. مجمع البحرین می­گوید: «حزه» أی قطعه؛ یعنی جدا کرد او را. بنابراین مراد امام علیه­السلام از فرمان «حزه الی النار» این است که با افتادن در آتش جدا جدا بشود.

[8]. سوره انفال، آیه12.

[9]. اصل ماجرا را در کتاب معالی السبطین، ج1، ص331 و نیز کتاب­های دیگر مطالعه کنید.

[10]. معالی السبطین، ج1، ص334.

[11]. بحار الانوار، ج45، ص220، ح2.

[12]. بحار الانوار، ج45، ص230، ح2.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۱۳
محمدعلی میری

نظرات  (۳)

4/768756---------یک خبر خوش برای تو دارم چون که بهترین فایل ها رو آماده کردیم
شنیدم دونبال فایلی بودی که پیدا نکردی
نگران نباش برو به وبسایت یکتا فایل پیدا می کن
http://yektafile.ir
دانلود رایگان نرم افزار های کمیاب برای موبایل و کامپیوتر
دانلود رایگان فایل دانشگاهی و دانش آموزش
دانلود رایگان آموزش ها
توجه کن فقط به مدت یک هفته فایل ها رایگان هستند دیر نشده برو به وبسایت یکتا فایل
حتما این را بخوانید
سایت ها و وبلاک های ایرانی مطالبی که در سایت قرار می دهند یا کپی شده سایت های دیگه هستند یا اینکه جوک وچیستان قرار می دهند اگه می خواهید یک سایت متفاوت رو ببینید به وبسایت یکتا فایل بیایید تمامی فایل های یکتا فایل اختصاص یکتا فایل هستند
http://yektafile.ir
--------6/661841

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

 

هم میهن ارجمند! درود فراوان!

 با هدف توانمند سازی فرهنگ ملی و پاسداری از یکپارچگی ایران کهن

"وب بر شاخسار سخن "

هر ماه دو یادداشت ملی میهنی را به هموطنان عزیز پیشکش می کند.

خواهشمنداست ضمن مطالعه، آن را به ده نفر از هم میهنان ارسال نمایید.

 

آدرس ها:

 

http://payam-ghanoun.ir/

http://payam-chanoun.blogfa.com/

 

[گل]

 

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

۝۝۝۝♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥۝۝۝۝

۱۵ آبان ۹۶ ، ۱۱:۱۸ بسیج دانشجویی دانشگاه طبری بابل

صل الله علیک یا اباعبدالله

زمان بر امتحان من و تو می‌گردد تا ببیند که چون «صدای هل من ناصر» امام عشق برخیزد چه می‌کنیم...


گذر تک تک این ثانیه های عمرم

به قدیمی شدن نوکریت می ارزد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">