معرفت نویس

ارائه مطالب مذهبی و علمی(مهدویت، کلام، فلسفه و...)

معرفت نویس

ارائه مطالب مذهبی و علمی(مهدویت، کلام، فلسفه و...)

درس هایی از عاشورا

نوزدهم: پاک شدن گناهان با یاری رساندن به امام حسین(ع)

آدمی موجودی ممکن الخطاست. ممکن است زندگی هر فرد پر از اشتباهات ریز و درشتی باشد که هیچ گاه شیطان فرصت توبه و بازگشت به سوی درستی را به او ندهد. اما در اوج ناامیدی خداوند به انسان نظر می کند و وسیله ی رستگاری و خلاصی از گناه را برای او فراهم می کند. واقعه ی عاشورا و پیروی از امام حسین (ع) فرصت طلائی زندگی پیروان واقعی اباعبدالله الحسین است. بسیاری با پیروی از ایشان رستگار شدند و به تعالی رسیدند. برخی از وقایع قیام عاشورا حاکی از همین رستگاری بندگان است.

درس هایی از عاشورا

نوزدهم: پاک شدن گناهان با یاری رساندن به امام حسین(ع)

امام حسین از منزل «عذیب» به منزل «بنی مُقاتل»[1] رسید و خیمه­ای را دید، پرسید: این چادر از آن کیست؟ گفته شد: متعلق به «عبیدالله بن حرّ جعفی» است.

امام «حجاج بن مسروق جعفی» را به نزد او فرستاد تا از ایشان جهت حمایت از امامش دعوت کند. وقتی مسروق پیشنهاد امام را رساند، او در پاسخ گفت: به خدا سوگند! من از شهر کوفه خارج نشدم مگر اینکه دیدم بیشتر مردم خود را برای جنگ با حسین بن علی و سرکوب شیعیانش مهیّا می­کنند. دانستم که حسین یقیناً کشته می­شود و من قادر بر یاری او نیستم و دوست ندارم او مرا ببیند و من او را ببینم.

حجاج بن مسروق نزد امام برگشت و آنچه را از عبید الله شنید بازگو کرد. امام از جا برخاست و با تعدادی از اصحابش به نزد عبید الله آمد.

عبیدالله بن حرّ جعفی از امام استقبال کرد و در صدر مجلس نشاند. بعدها خود عبیدالله جریان این ملاقات را چنین بازگو می­کند:

وقتی نگاهم به آن حضرت افتاد، دیدم شخصی را در دوران عمرم زیباتر و چشم پُرکن­تر از ایشان ندیده­ام و دلم هیچوقت به مثل نگاهِ به او نسوخته است؛ زیرا وقتی امام حرکت می­کرد کودکان دور او را گرفته بودند و وقتی نگاهم به محاسن شریفش افتاد، دیدم که همچون بال کلاغ، مشکی است. گفتم: آیا سیاهی محاسن شما باقی مانده یا اینکه خضاب بسته است؟

امام فرمود: ای ابن حرّ! پیری خیلی زود به سراغ من آمده! از این کلامش

فهمیدم که او خضاب به محاسنش بسته است، نه اینکه رنگ طبیعی باشد.

امام حسین پس از اتمام تعارفات و سخنان عادی، خدا را حمد کردند، آنگاه خطاب به ابن حرّ چنین فرمودند: ای پسر حر! مردم کوفه برایم نامه نوشتند و مضمون نامه­هایشان حاکی از اجتماع یکپارچة آنان بر یاری من بود و از من دعوت کردند که از مدینه به شهر کوفه بیایم، ولی آنچه را آنان پنداشتند واقع نشد. تو دارای گناهان بسیاری هستی، آیا مایل هستی توبه کنی که با این توبه همة گناهانت از بین برود؟

ابن حر گفت: چگونه توبه کنم؟ امام فرمود: «تَنصُرُ إبنُ نَبِیِّکَ وَ تُقَاتِلُ مَعَهُ»؛ فرزند دختر پیامبرت را یاری می­کنی و در صف لشکر او بر علیه دشمنانش نبرد می­نمایی.

ابن حر گفت: به خدا سوگند! من می­دانم که هر کس از فرمانت پیروی کند به سعادت اخروی می­رسد و لیکن نصرت من فایده­ای ندارد، چون همة اهل کوفه را بر علیه شما دیده­ام، مرا از این امر معاف دارید، چون از مرگ به سختی گریزانم و لکن اسب من که معروف به «ملحقه» است را به حضورت تقدیم می­کنم، اسبی است که در تعقیب دشمن تاکنون به خطا نرفته، مگر اینکه به آن دشمن دست یافته و بر او غلبه کردم و هیچ دشمنی با داشتن این اسب در تعقیب من موفق نبوده، مگر اینکه از چنگال او رهایی یافتم.[2]

شناخت «عبیدالله بن حرّ»

سؤالی که مطرح می­شود این است که چرا امام به «ابن حرّ» فرمود: شما گناهان بسیاری داری و نیاز به توبه­ای داری که گناهانت را بشوید؟ این مطلب انسان را در تکاپوی حالات «ابن حرّ» می­اندازد که او چگونه زندگی می­کرد که امام او را گنهکار و مطرود می­داند! در تحقیقاتی که مرحوم «مقرّم» انجام داده است، این گونه آمده است:

«ابن حزم» می­نویسد: «ابن حرّ» دارای عقیدة عثمانی بود. او به نزد معاویه رفت و به حکومت او پیوست و از بیعت با علی سرپیچی کرد و در جنگ صفّین در لشکر معاویه بر علیه حضرت علی می­جنگید. [3]

«طبری» می­نویسد: «ابن حرّ» از متمرّدین بر دین بود، به خاطر اینکه اموال مردم را غارت می­کرد و راه­های عمومی مردم را سدّ می­کرد. [4]

«دینوری» می­گوید: وقتی مختار قیام کرد و انتقام خون حسین را می­طلبید، از «عبیدالله بن حرّ جعفی» دعوت کرد، ولی او نپذیرفت. مختار خانه­اش را خراب کرد و همة دارایی­هایش را مصادره نمود و زن او را در زندان کوفه حبس کرد.[5]

علاوه بر این، شواهدی وجود دارد دالّ بر اینکه او در صف خوارج بوده است، زیرا وقتی نسبت به همسرش سختگیری کرد، برادرش «عکرمه» با او ازدواج کرد و وقتی خبرش به ابن حرّ رسید، با عکرمه به نزد علی جهت شکایت آمدند. ابن حرّ خطاب به عکرمه گفت: دشمنی خودت را بر ما ظاهر کردی. آنگاه از علی قضاوت عادلانه را خواستار شد. علی همسرش را نزد مرد موثّقی گذاشت تا فرزند او به دنیا آید و وقتی متولّد شد بچه را تحویل عکرمه داد، سپس زن را به عبیدالله ابن حرّ داد و عبید الله به شام برگشت.

اینها نمونه­­هایی از گناهان او بود که گذشت. با وجود اینهمه معاصی که صفحة قلب او را تاریک کرده بود، راه تفکر را بر او بسته و مجالی برای اندیشیدن باقی نگذاشته بود. بر این اساس بود که به امام حسین جواب منفی می­دهد و بعدها با اشعاری اعلان ندامت می­کرد، ولی به نظر می­رسد که ندامت او نیز واقعی نبود؛ زیرا وقتی مختار قیام کرد، او از انقلابش حمایت نکرد، تا اینکه اموال او مصادره شد.

آنچه که مسلّم است آن است که شهادت در رکاب امام حسین فضیلتی دارد که نزد خداوند مضبوط است و نیز به عنوان توبة واقعی گناهان را محو می­کند، لذا از عبید الله بن حرّ جعفی دعوت به شهادت می­کند، ولی او نمی­پذیرد.

اهمّیت روضة امام حسین

سؤالی که شاید ذهن برخی از منحرفان را مشغول کرده است این است که آیا امام حسین به خاطر آمرزش امت گنهکار کشته شد؟ آیا او به کربلا می­رود و خون خودش را ایثار می­کند تا امتش با خیال راحت هر گناهی را مرتکب شوند و تنها کاری که می­کنند این باشد که در محفل عزای او اشک بریزند و سینه بزنند تا بخشیده شوند؟

در این زمینه داستان­هایی را نقل می­کنند که سند این قصه­ها معلوم نیست و یا خواب­هایی که حجیت شرعی ندارد؛ ولی مشکل اینجاست که روایات متعددی با صراحت پیرامون فضیلت اشک بر مصائب امام حسین بحث کرده­اند که مرحوم شوشتری در کتاب «الخصائص الحسینیه» تمام این روایات را به بهترین وجه ذکر کرده است.

مرحوم شوشتری برای هر یک از آن روایات تطابیقی قوی ذکر می­کند. او انسانی دانشمند، متّقی و عالمی وارسته است، از این­رو بدون توجه سخن نمی­گوید، بنابراین نمی­توان به راحتی نوشته­های او را مردود دانست، علاوه بر اینکه روایات منقوله دارای سند صحیح نیز هستند.

همچنین قسمتی از وقایع تاریخی، مستند به عده­ای از علمای بزرگ است که از هر جهت مورد عنایت خاصه و عامه بوده­اند؛ به عنوان مثال چند نمونه را ذکر می کنیم:­

قبولی روضة «سیّد جعفر»

استاد محترم حضرت آیت الله وحید خراسانی نقل می­فرمود که: حضرت آیت الله العظمی حاج سیّد عبدالهادی شیرازی رحمه­الله برایم نقل کرده­اند که در ایام دهة عاشورا، شبی خواب دیدم که در اتاق ملاقاتم دو صندلی گذاشته شده و دو نفر با چهره­ای نورانی روی آن نشسته­اند. جلو رفتم و نزد آندو بزرگوار با تمام احترام نشستم. از یکی پرسیدم: خودتان را معرفی کنید! او گفت: این آقا سیدالشهدا است و من نیز ابوالفضل العباس یا علی اکبر (به تردید ناقل) هستم.

امام حسین اشاره نمود به حضرت عباس که نام فلانی را در دفتر عزاداران خط بزن و نام آقا سیّد جعفر را بجایش بنویس! (سیّد جعفر برادر خانم سیّد عبدالهادی است).

از خواب بیدار شدم و با تحیّر به نزد سیّد جعفر رفتم. از او سؤال کردم، اما او چیزی نگفت. وقتی با اصرار من مواجه شد، چنین گفت:

دیشب شب اول محرّم بود، پس از نماز مغرب و عشا در کنار بارگاه امام حسین، به بازار رفتم و خریدی جهت شام نمودم. وقتی برگشتم، مطلبی به ذهنم رسوخ کرد که مرا محزون نمود و آن مطلب این بود: آقا سیّد جعفر! شما روضه خوان نیستید! بنابراین از کجا می­دانی که امام حسین شما را در سلک عزادارانش می­داند؟

به منزل آمدم و شام را به فرزندانم دادم. پس از جمع کردن سفره گفتم: ای اهل و عیالم! از امشب تا ده شب، من برای شما در این ساعت روضه می­خوانم! گویا امام اشک­ها و ناله­های ما را پذیرفته است.

بررسی مفهوم اشک برای امام حسین

اشک در مصائب امام حسین بی­شک از شعائر الهی است؛ همچون جاری کردن لبیک در مسافرت حج که نمی­توان به هیچ وجه آنرا انکار نمود؛ اما آیا   می­توانیم موضوع گریه را تعمیم دهیم و برای همگان جاری بدانیم؟ آیا می­شود گفت که حسین برای خاطر امت گنهکار کشته شده است؟ آیا می­توان شهادت او را فقط در آمرزش بدانیم و رنگ حماسه را از او بگیریم؟

بر این منوال افکار روشن و الهی لازم است تا دریچه­ای را که مسدود شده است بگشاید و همچون مسیحیت قدم برنداریم و نیز راهی را طی نکنیم که مثل بعضی­ها منکر فضیلت گریة بر سیّدالشهدا شویم.

سؤال مذکور سؤالی است که هر گریه کننده­ای در پرتو آن قرار دارد، منتهی هر کس باید از خودش بپرسد. اگر از کودک بپرسید که چرا گریه می­کنی؟ او با زبان بی­زبانی می­گوید: من می­گریم تا آتش عشق درونی مادر را برافروخته سازم، تا توجهی به من کند و خواسته­های مرا برآورده سازد. اگر از مجرِمی که در دادگاه محکوم شده، بپرسیم که چرا گریه می­کنی؟ او می­گوید: گریه­ام بخاطر جرمی است که مرتکب شده­ام، می­خواهم با این گریه، خود را از این جرم تبرئه سازم، اگر این دفعه از گناهم صرف نظر شود، دیگر آنرا تکرار نمی­کنم. اگر از گریة پدر در فراغ فرزند بپرسیم، خواهد گفت: چون با این گریه، غم و اندوه خود را شستشو می­دهم و در حقیقت داروی مسکّنی برای او خواهد بود و از این طریق انسان­های دلسوز را در جستجوی یافتن فرزندش به راه می­اندازد.

یعقوب در دوری فرزندش یوسف می­گرید، با اینکه او پیامبر است. گریة او حاکی از عاطفة پدری و فرزندی است و بی­هدف نیست؛ زیرا با این گریه اهمیت یوسف را نشان می­دهد که ای مردم! اگر یوسف من دارای سرنوشت مجهولی است، فرد عادی نیست، بلکه آیندة نبوت در او خواهد بود. او باید پیدا شود که این پیام وحی و خواستة خداست.

با توجه به این گریه­ها مفهوم اشک روشن می­شود و در یک کلمه خلاصه می­کنیم که اشک «شستشوی» بشریّت است و شرکت در مجلس حسین انسان را می­شوید. گناهکار در محفل حسین می­گرید و از دل می­سوزد؛ چون حسین واسطة فیض رحمت الهی و رحمت گستردة خداوند است.

اگر در داستانی می­خوانی که شراب­خوار در محفل امام حسین آمرزیده شد، نه بدان جهت است که گریة بدون تغسیل سودی به حال او داشته است، بلکه اثر این گریه چنین بوده است که او را متوجه به عواقب کارش کرده و لذا با توجه به این اشک در رثای امام، خود را از مسیر امام خارج دیده و لذا دفعتاً به گناهش پی می­برد و از نوری که به توسط مجلس نورانی حسین در دل او افکنده شده است بیدار می­شود و در اثر این بیداری، خداوند به برکت شفاعت حسین بن علی او را می­آمرزد.

مگر نمی­گویید از القاب امام حسین «نور الله» است!؟ اگر او نور خداست، چگونه می­شود مجلس او نور نباشد؟ مگر نمی­گویند که ملائکه در مجلس عزای حسین می­نشینند؟ آیا ملائکه­ای که مجرّد هستند، به جایی که معصیت باشد حضور پیدا می­کنند؟ هرگز! ملائکة آسمان به مرکزی می­روند که از آن مرکز، استفادة نوری کنند، با اینکه تکامل در حق آنان نیست، بلکه تکامل در حق انسان­هاست.

بنابراین بشریت در رثای حسین به کمال می­رسد و از گریة بر آن حضرت به ارزش­های معنوی دست می­یابد؛ همچون گریة نیمه شب و سحری که انسان را می­شوید و سفارش بسیاری به اشک سحری از خوف قیامت شده است.

ویژگی­های مجالس گریه برای امام حسین

آیا اشک برای قبر و قیامت بی­معنی است؟ چه فرقی میان این دو اشک (گریة بر سیّدالشهدا و گریة برای قبر و قیامت) است؟ شواهدی را برای تبیین مطلب بیان می­کنیم که بخشی از این شواهد مربوط به خصوصیات و ویژگی­های محافل گریه بر سالار شهیدان است:

1.احیای دل­ها

امام رضا می­فرماید: «مَنْ‏ تَذَکَّرَ مُصَابَنَا وَ بَکَى لِمَا ارْتُکِبَ مِنَّا کَانَ مَعَنَا فِی دَرَجَتِنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ مَنْ ذُکِّرَ بِمُصَابِنَا فَبَکَى وَ أَبْکَى لَمْ تَبْکِ عَیْنُهُ یَوْمَ تَبْکِی الْعُیُونُ وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیَا فِیهِ أَمْرُنَا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوب‏».[6]

هر کس یادی از مصیبت ما کند و گریه کند، در روز قیامت در درجة ما می­باشد و هر کسی که نزدش از مصیبت ما یاد شود آنگاه گریه کند و گریه بیاورد، چشمش گریان نیست در آن روزی که تمام چشم­ها گریان است و کسی که در مجلسی بنشیند که در آن جلسه، امر ما احیاء شود، قلب او نمی­میرد در آن روزی که قلب­ها می­میرد.

این حدیث بهترین شاهد بر شستشو دادن قلب با گریه می­باشد، زیرا احیای قلب همان طهارتش از چرک­ها و آلودگی­های دنیاست.

دربارة برپا کردن مجلس عزای حسین، از سخنان نورانی ائمه و مقاتل و مظالم به دست می­آید که اگر در چنین مجلسی انسان شفای دردهای خود را نگیرد، بیماری دلِ او زیاد است؛ ولی اگر به برکت این محفل از رذائل و پستی­ها خود را برهاند، آن وقت است که باید به او مژدة سعادت و خوشبختی داد.

از این حدیث نورانی استفاده می­شود که گریة بی­مفهوم و بی­هدف مؤثّر نیست، احیاگری باید نقش اصلی و مؤثّری را در این جلسه­ها داشته باشد.

2.اشک مؤمن

در روایات بسیاری تعبیر از گریة مؤمن دارد و این خود مزیّتی دارد که باید روی آن دقت شود؛ زیرا مؤمن کسی است که به خدا و رسولش و ائمه ایمان دارد و از فرامین آنها سرپیچی نمی­کند، پس کسی که ایمان به حسین دارد، دنبال مخالفت خدا نمی­رود.

امام صادق فرمود: هنگامی که نگاه حضرت علی به حسین افتاد، فرمودند: «یَا عَبْرَةَ کُلِ‏ مُؤْمِنٍ‏»؛ ای اشک چشم هر مؤمن! امام حسین پرسید: «أَنَا یَا أَبَتَاه؟» آیا مقصود، من هستم پدر جان!؟ علی فرمود: «نَعَمْ یَا بُنَی»؛ بله، شما مرادم هستی فرزندم![7]

در روایت دیگری امام صادق فرمودند:

«الْحُسَیْنُ‏ عَبْرَةُ کُلِ‏ مُؤْمِن»؛ حسین اشک هر مؤمنی است.

بنابراین همان طوری که ایمان به قرآن، انسان را می­تواند در روز قیامت سعادتمند گرداند، ایمان به حسین نیز شرط اشک ریختن در مجلس آن حضرت می­باشد.

3.ریزش گناهان

انسان گناهکار، در عزای حسین با حزن و غم خود، درهای رحمت الهی را گشوده و به برکت واسطة فیض الهی، خود را از هلاکت اُخروی نجات می­دهد و لذا در روایت آمده است که:

«فَعَلَى مِثْلِ الْحُسَیْنِ فَلْیَبْکِ‏ الْبَاکُونَ‏ فَإِنَّ الْبُکَاءَ عَلَیْهِ یَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظَام‏»؛[8] بر مثل حسین باید چشم­های گریه کنندگان گریه کند، زیرا گریة بر او گناهان کبیره را می­ریزد.

نجات گرفتن زن بدکار

زن فاحشه­ای در مدینه زندگی می­کرد که همسایگانش شیعه بودند و همیشه مواظب عزای سیّدالشهدا بودند. روزی مردان در منزلی مشغول گریة بر حسین شده و مرثیه­سرایی می­کردند. در این هنگام آتش دیگ غذایشان خاموش شده بود، ولی آنان در رثای حسین اشک می­ریختند و غرق در ماتم آن حضرت شده بودند و توجهی به غذا نداشتند.

آن زن بدکاره عبورش از آن منزل افتاد و با خود گفت: بروم و آتش دیگ غذای آنان را روشن نگه دارم تا موقع خوردن غذا، بدون غذا نمانند. این زن به داخل حیات منزل همسایه رفت و آتش دیگ غذا را روشن نگه داشت و با حالت خستگی برگشت. وقتی ظهر شد و به خواب رفت، در عالم رؤیا دید که قیامت برپا شده و آتش جهنم زبانه می­کشد و او را به سمت جهنم می­برند. کسانی که مأمورند می­گویند: خداوند بر تو غضب کرده است و او هر چه فریاد می­زد کسی به فریادش نمی­رسید.

وقتی مقابل جهنم قرار گرفت، ناگاه مردی آمد و فریاد زد «خُلُّوهَا»؛ رهایش کنید! آنان گفتند: یابن رسول الله! چرا او را رها کنیم؟ حضرت فرمود: او الان وارد منزل عده­ای شد که عزای مرا احیا می­کردند و زیر دیگ غذای آنان را روشن نگه داشت. آنان گفتند: این کرامتی است برای این زن، ای فرزند شفاعت کننده و آب دهندة حوض کوثر!

زن گفت: شما چه کسی هستید که خداوند مرا منّت گذاشت و به برکت شما نجات یافتم؟ فرمود: من حسین بن علی هستم. آن زن آگاه شد و از اعمالش توبه کرد و به مجلس بازگشت و ماجرای خواب خود را نقل کرد. همه گریستند و فریاد یا حسین از مجلس آنان بلند شد.[9]

بنابراین آمدن در محفل سیدالشهدا همچون رفتن در حمام است که انسان را شستشو می­دهد.

4.مجلس تسبیح

همان طور که نفسِ روزه­داری، تسبیح خداوند است، مجلسی که احیای اوامر ائمه باشد، لحظات و آنات آن ذکر سبحان الله می­باشد.

اگر شراب­خوار روزه بگیرد، روزة او تسبیح است و اگر انسان متدیّن به تمام معنا روزه بگیرد، روزة او نیز تسبیح می­باشد و فرقی میان این دو نیست؛ لکن تسبیح شراب­خوار، او را می­شوید و تسبیح انسان پاکدامن، تقوای او را زیاد می­کند. در مجلس امام حسین هر دو طایفه شرکت می­کنند؛ اهل معصیت از این محفل، خود را پاک می­کند و مورد عفو الهی قرار می­گیرد و اهل رحمت از این مجلس، وارسته­تر می­شود و از نورانیت خاصی برخوردار می­گردد.

امام صادق فرمودند: «نَفَسُ‏ الْمَهْمُومِ‏ لِظُلْمِنَا تَسْبِیحٌ وَ هَمُّهُ لَنَا عِبَادَةٌ وَ کِتْمَانُ سِرِّنَا جِهَادٌ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَجِبُ أَنْ یُکْتَبَ هَذَا الْحَدِیثُ بِالذَّهَب‏»؛[10] نفس با اندوه برای خاطر ظلمی که بر ما اهل بیت شد، تسبیح خداوند است و غم او برای ما عبادت است و کتمان اسرار ما جهاد در راه خداست. ]آنگاه فرمود:[ واجب است این حدیث را با طلا بنویسند.

کسی که به مجلس عزا برود، ولی تسبیح خدا را نفهمد، او بهره­ای نگرفته است. به نظر می­رسد بهترین تعبیر برای این حدیث آن است که بشر از راه مجالس اهل بیت به معراج می­رود و روضة برای سیّدالشهدا نیز رفتن به معراج است.


[1] . قصر بنى‏ مُقاتل‏ بین قریّات و قطقطانه و عین التمر واقع مى‏شود. (معجم البلدان)

[2]. مقتل مقرم، ص188؛ تاریخ طبری، ج3، ص309؛ اخبار الطوال، ص250؛ الکامل، ج4، ص51.

[3]. الاخبار الطوال، ص297.

[4]. همان.

[5]. همان.

[6]. بحار الانوار، ج44، ص278؛ عیون أخبار الرضا علیه­السلام، ج1، ص294.

[7]. بحارالانوار (ط بیروت)، ج 44، ص280.

[8]. بحارالانوار، ج44، ص284.

[9]. معالی السبطین، ج1، ص163، به نقل از منتخب.

[10]. بحار، ج 44، ص 278، ج 4.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۰۹
محمدعلی میری

نظرات  (۲)

دارو دادن به کودک بیمار بیشتر بیماری های کودکان بدون دادن دارو به کودک خود به خود بهبود می یابد. اگر پزشک متخصص کودکان تشخیص داد […]
تزریق واکسن سه گانه برای نوزادان DPT این سه واکسن مخلوطی از سم تغییر شکل یافته (توکسوئید) دیفتری، کزاز و میکروب کشته شده سیاه سرفه
واکسن سرخک بیماری سرخک، بیماری مسری، تب دار توام با آبریزش از چشم و بینی است که دانه هایی در تمام بدن به وجود می آورد. […]
تزریق واکسن هپاتیت برای نوزادان هپاتیت A ویروس هپاتیت A ایجاد تورم حاد کبد می کند که علائم آن عبارتند از: تب، بی اشتهایی ، استفراغ […]
۰۹ آبان ۹۶ ، ۲۳:۴۴ سیّد محمّد جعاوله
متن خوبی بود
ممنونم.
پاسخ:
ممنون از شما...
سپاس از حضورتون.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">